تبليغاتX
..# سوشیانت #..
..# سوشیانت #..
و تو خود بنگر بر آنچه که می بایست بنگری

 

دان هرالد (Don He r old) كاريكاتوريست و طنزنويس آمريكايي در سال 1889 در اينديانا متولد شد و در سال 1966 از جهان رفت. دان هرالد داراي تاليفات زيادي است اما قطعه كوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان معروف كرد. بخوانيد:

 

"البته آب ريخته را نتوان به كوزه باز گرداند، اما قانوني هم تدوين نشده كه فكرش را منع كرده باشد.

اگر عمر دوباره داشتم مي كوشيدم اشتباهات بيشتري مرتكب شوم. همه چيز را آسان مي گرفتم. از آنچه در عمر اولم بودم ابله تر مي شدم. فقط شماري اندك از رويدادهاي جهان را جدي مي گرفتم. اهميت كمتري به بهداشت مي دادم. به مسافرت بيشتر مي رفتم. از كوههاي بيشتري بالا مي رفتم و در رودخانه هاي بيشتري شنا مي كردم. بستني بيشتر مي خوردم و اسفناج كمتر. مشكلات واقعي بيشتري مي داشتم و مشكلات واهي كمتري. آخر، ببينيد، من از آن آدمهايي بوده ام كه بسيار مُحتاطانه و خيلي عاقلانه زندگي كرده ام، ساعت به ساعت، روز به روز. اوه، البته من هم لحظاتِ سرخوشي داشته ام. اما اگر عمر دوباره داشتم از اين لحظاتِ خوشي بيشتر مي داشتم. من هرگز جايي بدون يك دَماسنج، يك شيشه داروي قرقره، يك پالتوي باراني و يك چتر نجات نمي روم. اگر عمر دوباره داشتم، سبك تر سفر مي كردم.

اگر عمر دوباره داشتم، وقتِ بهار زودتر پا برهنه راه مي رفتم و وقتِ خزان ديرتر به اين لذت خاتمه مي دادم. از مدرسه بيشتر جيم مي شدم. گلوله هاي كاغذي بيشتري به معلم هايم پرتاب مي كردم. سگ هاي بيشتري به خانه مي آوردم. ديرتر به رختخواب مي رفتم و مي خوابيدم. بيشتر عاشق مي شدم. به ماهيگيري بيشتر مي رفتم. پايكوبي و دست افشاني بيشتر مي كردم. سوار چرخ و فلك بيشتر مي شدم. به سيرك بيشتر مي رفتم.

در روزگاري كه تقريباً همگان وقت و عمرشان را وقفِ بررسي وخامت اوضاع مي كنند، من بر پا مى شدم و به ستايش سهل و آسان تر گرفتن اوضاع مي پرداختم. زيرا من با ويل دورانت موافقم كه مي گويد: "شادي از خرد عاقل تر است".

اگر عمر دوباره داشتم، گْلِ مينا از چمنزارها بيشتر مي چيدم *"


ارسال شده در تاریخ : :: :: توسط : کیاوش

استان آذربايجان شرقى
آجيل، خشكبار ، شيرينى
آجيل آذر بايجان بخصوص آجيل تبريز از دير باز به دليل مرغوبيت مشهور بوده و از بهترين محصولات ايران توليد ميشود. انواع خشكبار از قبيل برگه هلو،برگه زردآلو، آلو خشك، كه در شهرستانهاى جنوبى بخصوص در مراغه توليد ميشود طرفداران بيشمارى در كشور دارد.انواع شيرينى همانند اريس،قرابيه،نوقا و لوز از سوغاتى هاى ديگر آذربايجان شرقى ميباشد و باب مذاق هر ايرانى است.

فرش و گليم
از قديم الايام قالى هاى تبريز به ظرافت و قالى هاى هريس به با دوامى مشهور بوده است. گليم و جاجيم و ورنى است كه بوسيله هنرمندان عشاير استان در مناطقى چون كليبر و اهر بافته مى شود.

محصولات چرمى
چرم تبريز و كفشهاى دست دوز آن از ديرباز به واسطه خوش دوختى و ظرافت از شهرت و اعتبار فروانى برخوردار است.

ساير
از ديگر صنايع دستى استان ميتوان به سفالگرى و سبد بافى مرند، گلابتون دوزى و سوزن دوزى در آذرشهر، كنده كارى و معرق كارى اشاره كرد.
نوعى پارچه ابريشمى به نام كلاقه اى در اسكو و روستاهاى اطراف آن بافته ميشود كه از آن براى تهيه شال و روسرى استفاده ميشود و داراى طرحها و رنگهاى زيبا و متنوع مى باشد.

 

The province of East Azarbayjan is reputed for its handicrafts in Iran namely a variety of carpets, rugs, Kilims (coarse carpet), Jajeem (loosely woven cloth), satchels, shawls, earthenware, ceramic vessels, baskets, wooden articles, materials woven out of silk or wool, embroidered fabrics, crochet articles, towels, blankets, local shoes, silverware and jewelry. Nuts and dry fruits are also important items of this area and are highly favored everywhere.

***********************

استان آذربايجان غربى
فرش و گليم اين استان به سبب طرح و رنگ ثابت آن از امتيازات ويژه اى برخوردار است. طرحهاى شهرستان خوى و تكاب با عناوين (قباو ماهى) معروف ميباشند در كنار اين صنعت بايد از صنايع كوزه گرى و چرم سازى نام برد كه به شكل هاى گوناگون به بازار عرضه ميشوند.
ريزه كارى و نازك كارى چوب وتوليدات صنايع چوبى اروميه از اقلام سوغاتى مهم اين شهرستان ميباشد.
معرق كارى نيز از صنايع دستى مهم اين استان است.
مهمترين سوغاتى هاى استان عبارتند از:
نقل بيدمشك ـ حلواى گردو، محصولات كشاورزى از قبيل عسل، لبنيات، كشمش، سيب، انگور، عرقيات گياهى، بافتنى هاى دستى، صنايع چوبى و ريزه كارى فرشهاى دستباف.

 

West Azarbayjan
A wide variety of handicrafts are available as souvenirs and gifts. These are carpets, rugs, Kilims (coarse carpet), Jajeem or a loosely woven woolen cloths, wooden articles, leather work, woven articles, baskets and a variety of sweets.

*********************************

استان اصفهان
اصفهان را مهد صنايع دستى ايران ناميده اند. در دوره صفوى صنايع دستى در اين شهر رونق خاصى يافت و هنر و مهارت استادان و هنرمندان بزرگ نسل به نسل و با روش استاد و شاگردى به زمان حال منتقل شده است.صنايع دستى اين استان كه جذب كننده هر مسافرى است عبارت است از:
خاتم كارى، مينا كارى ، مينياتور، قلمزنى، پارچه هاى قلمكار، پارچه هاى زرباف و آثار خوشنويسى. البته آثار هنرى ديگرى مانند منبت كارى، كاشى سازى،گچبرى و گره چينى و مشبك نيز در آثار تاريخى و بناهاى زيباى اين شهر چشم نواز هر مسافرى است.
علاوه بر صنايع دستى ، شيرينى گز و پولكى اصفهان و گلاب قمصر كاشان از سوغاتى هاى مشهور اين استان است.

 

Isfahan is famous for its delicate and beautiful handicrafts, the most important of which are inlaid work engravings, woodwork, filigree work, carpets and miniatures.

Local sweets, especially gaz (confectionery made from manna) are very delicious and well known through Iran.

*************************

استان ايلام
از مهمترين صنايع دستى استان كه به دست هنرمندانه زنان و دختران ايلامى مخصوصا در نواحى ايلام ـ دره شهر ـ شيروان چرداول و ايوان بافت ميشود فرش كرك و ابريشم و گليم منحصر بفرد گل برجسته است كه نقش و نگارهاى آن از طبيعت و تاريخ و فرهنگ اين منطقه الهام گرفته است. از مهمترين صنايع دستى ديگر استان جاجيم بافى ـ نمد مالى ـ گيوه بافى ـ فرنجى مالى ـ قتره بافى ـ صنايع چوبى از جمله ملزومات ورزشى و خانگى است كه بدست هنرمندان ايلامى خلق ميشود.
مهمترين سوغات محلى در ايلام كه حاصل نعمات خدا دادى است عبارتند از:
1- روغن حيوانى "دان" ايلامى (كه به روغن كرمانشاهى معروف است) و كره محلى.
2- عسل كوهى و ناب مناطق سورگه و شلم.
3- كشك، ترخينه، كنجد، گردو و ميشخاص.
4- سقز محلى ـ صمغ درخت بنه.
5- شيرينى بژى بر ساق.
6- شيرينى كله كنجى.

 

The Ilam province is a tribal region and its handicrafts specially embossed Kilim is famous nationally. The most important handicrafts of the province are: wickerwork, coarse carpet, silk products, rug, felt carpet, wooden products and…
Ilam province, like the other provinces of the country, has its own especial souvenirs like local chewing gum (the gum of Persian turpentine tree), local sweets,candy and…

********************

استان بوشهر
در حال حاضر شاخص ترين محصول صنايع دستى استان بوشهر گبه و گليم صادراتى است كه در مناطق وسيعى از شهرستانهاى استان رواج دارد. مهمترين مراكز گبه بافى در استان بوشهر عبارتند از:
روستاهاى شول، كمالى، بهمنيارى، محمدصالحى، عباسى، فخرآورى، كلر و چهار روستايى از توابع شهرستان گناوه. پس از آن بايد از عباى شترى بوشهر نام برد كه در نوع خود منحصر به فرد ميباشد و امروزه به مقدار بسيار محدودى توليد ميگردد.
گرگوربافى، حصيربافى، سفال و سراميك از ديگر صنايع دستى استان بوشهر هستند.
محصولات دريايى(ماهى و ميگو) و شيره خرما و ارده از سوغاتى اين استان هستند.

Bushehr
Carpets, Kilim (or coarse carpet) Gabeh or a traditional form of carpet, felt, mats, baskets, ,Giveh or a local foot ware, brooms, earthenware, hookas, musk, fishing nets and sweet meat.

 

********************

استان چهارمحال و بختيارى
فرش و گليم چالشتر
مراكز اتراق عشاير و روستاهاى استان چهارمحال و بختيارى محل توليد گليم وجاجيم است. محل توليد اين فرش شهرستان چالشتر و اكثر مراكز عشايرى است.
فرش چالشتر با طرحهايى از قبيل خشتى، لچك ترنج، سرو و كاج، گل مينا، بى بى باف،كف ساده، بته اى و ...بافته مى شود.

 

Different kinds of handicrafts and souvenirs of Chahar Mahal Va Bakhtiyari province are as follows: the famous Chalshotori carpet, tribal carpets and rugs, Chukha, felt, Giveh or a type of local foot ware, Khorjeen or Saddlebags, Jajeem (a loosely woven woolen cloths), Kilim (a coarse carpet), satchels, table cloths and salt cellars, Khor, Jol, Palas, Kachmehdan and Gazz.

 

**********************

استان خراسان
 
با توجه به تنوع و رونق صنايع دستى و نيز حضور بارگاه حضرت رضا(ع) كه تبركى خاص به سوغاتى هاى مشهد داده است، خريد سوغات از مشهد براى هر مسافرى اهميت خاصى دارد. بازار رضا كه در ضلع شرقى خيابان امام رضا و در نزديكى حرم واقع شده است، از مهمترين مراكز خريد زوار به شمار ميرود. بازار رضا در دو طبقه احداث شده است، در طبقه دوم آن كارگاه هاى كوچك صنايع دستى، طلاكارى، فيروزه تراشى و گلدوزى ايجاد شده است. ترقبه و شانديز نيز در ساليان اخير به مركز فروش صنايع دستى و خشكبار تبديل شده اند.قالى مخصوصا فرش كاشمر، انواع انگشتر و زينت آلات فيروزه وعقيق، انواع پوستين و مصنوعات سنگى از محصولات صنايع دستى خراسان هستند.
 
همچنين صنايع دستى كردهاى شمال خراسان مانند گليم، خورجين، جوراب و شال نيز زيبايى خاص خورا دارا هستند.
 
از مهمترين سوغاتى هاى استان خراسان مى توان به زعفران قائنات و جنوب خراسان، نبات، آبنبات بجنوردى، خشكبار آجيل، ادويه جات و زرشك اشاره كرد.

 

The important and various types of Khorassan handicrafts are: Carpet weaving, Silk production, She'rbafi, Felt carpet, Wool making, sculptured work on stone, Turquoise stone, Ceramic work and Pipe weaving. Other hand made articles are: Kilim, Giveh, Charoq, Wooden and Metal products, Paintings on leather, etc

 

************


استان خوزستان
از مهم ترين صنايع دستى مى توان به عبابافى در شوشتر و اطراف آن اشاره كرد.

From the past, the province of Khuzestan was renounced for its textiles and silk weaving industry. The ancient Arab geographer Al Moqaddassi has mentioned about the textiles of this area in his records. Shooshtar and its surroundings are renounced for its sleeveless cloaks made of both thick and fine materials. Shadegan is also famous for its cloaks. The weaving of the Islamic veil and the Arab veil is a dominant feature here. Bed Sheets of Shooshtar, waist wrappers of Dezful, jajeems (a loosely woven woolen material) of Shadegan are worth mentioning. Besides there are other handicrafts such as, carpet, a kind of chain stitch embroidery, Kilim weaving (a type of coarse carpet), Jajeem weaving, mat and rush mat weaving, bedding wrappers, manufacture of Warsaw silver and ... can be taken to account as the handicrafts of this province.

 

****************

استان زنجان
صنايع دستى و سوعاتى هاى مهم زنجان عبارتند از: انواع چاقو (قلم تراش، جيبى، دسته مليله، كارد آشپزخانه و...) مليله (انواع پايه هاى استكان، سينى، قاشق و چنگال غذا و چايخورى، كاسه، گلدان، قاب عكس و ...) چارق (نوعى كفش روفرشى بسيار زيباى زنانه) و فرش و گليم دست باف.
از كارهاى دستى بومى زنجان ساخت وسايل نقره اى و بندرت طلايى بصورت مليله كارى است كه در اوايل فقط در زنجان معمول بوده كه در زمان رضاخان تعدادى از هنرمندان زنجانى به تهران و اصفهان كوچ كردند و اين هنر ظريف را در آن شهرها رواج دادند..
از ديرباز در سراسر ايران هرگاه سخن از زنجان به ميان آيد نقش چاقوهاى آن در اذهان پديدار ميگردد و در بسيارى از سرزمينهاى دور و نزديك چاقوهاى ظريف و با دوام زنجان معروف است.
فرش، گليم و جاجيم زنجان از معروفيت خاصى برخوردارند.
چارق دوزى يكى ديگر از هنرهاى دستى است كه دستهاى ظريف هنرمندان زنجانى در توليدشان مهارت ويژه اى دارند اين چارقها مشخصا زنانه بوده و استفاده از آن جنبه تشريفاتى و تفننى دارد.و مناسبترين سوغات شهر محسوب ميشود.

 

Zanjan
These plain knives and a variety of pocket knives and switch blades, carpets, 'Charoq' (a local type of women shoe) filigree work, silver and a variety of 'Kilim' (a coarse carpet or rug) and 'jajim' or (loosely woven woolen carpet).

 

***********************

 

استان سمنان
از صنايع دستى رايج در استان مى توان به انواع جاجيم، قالى، گليم، قاليچه، سفره‌هاى قلمكار، سفال سراميك و نمد اشاره كرد. پسته دامغان نيز از بهترين سوغاتى‌هاى اين استان است.

 

Semnan
Handicrafts in this province are the following: Kilims or coarsely woven carpets, a variety of calico or 'block printed' articles, earthenware, ceramics, and hand woven articles can be picked up at the handicrafts center and bazaars.

 

*******************

 
استان سيستان و بلوچستان
از جمله مهم ترين صنايع دستى اين استان مى توان به حصير بافب، سوزن دوزى و خامه دوزى و سفالگرى اشاره كرد.
حصير بافى:
با توجه به نى زارهاى اطراف درياچه هامون7 ساخت انواع محصولات حصيرى از نوعى نى كه در محل به نام "لوخ" معروف است در اين مناطق رونق فراوانى دارد. همچنين در مناطق مركزى و جنوب شرقى استان نيز از برگهاى نوعى نخل بنام محلى "داز" انواع محصولات حصيرى بافته مى شود.
سوزن دوزى و خامه دوزى:
يكى از صنايع بسيار معروف اين استان سوزن دوزى است كه خاص زنان بلوچ است. محصولات سوزن دوزى تنوع بسيار دارد و از لباس و روميزى تا وسايل تزئينى را در بر مى گيرد. خامه دوزى نيز شبيه سوزن دوزى است كه در بافت محصولات از آيينه هاى ريزى براى تزيين استفاده مى شود. روميزى ، كلاه، جليقه و پيش سينه از جمله مهم ترين چيزهايى است كه بر روى آنها خامه دوزى مى شود.
سفال كلپورگان:
در روستاى كلپورگان شهرستان سراوان سفالگرى سابقه شش تا هفت هزار ساله دارد. از ويژگى هاى خاص سفال گلپورگان آن است كه اولا تنها زنان به سفالگرى اشتغال دارند. در ساخت ظروف و اشياء سفالى از چرخ سفالگرى استفاده نمى شود و شكل دهى با دست است.

In Sistan Va Baluchestan province and specially in the former territory, majority of the inhabitants are employed in this field. Handicrafts of the province can be said to be the following: Kilim weaving (or a kind of coarse carpet), carpet and rug weaving, embroidery including other needle art works, pottery making and jewelry making can be mentioned as the handicrafts of this province.

 

*****************

شيراز
ريسندگي فلزکاري خاتم کاري قالي بافي حصيربافي , منبت کاري کنده کاري ظروف سفالي گيوه دوزي نمد مالي خراطي چرم سازي سنگ تراشي و شيشه گري مهمترين محصول صادراتي و سوغاتي , خرماانجير , آبليمو مسقطي قالي گليم گبه انواع ترش جات عرقيات سفيد آب , کيسه حمام
حنا لارستان انجير و زعفران استهبان انارمهارلو مسقطي لارستان سفيدآب صنايع دستي و گيوه استهبان خرماي جهرم و آبليموي جهرم.

 

The handicrafts of Fars are rich in diversity, the most significant of which are as follows: silver smiting, parquetry and skill-embroidery in Shiraz; giveh (light cotton summer shoes) making in Abadeh; and ceramics in Estahban; carpet, Jajim (fine carpet made of wool or cotton), and Gelim (carpet made of goat’s hair) weaving in Firuzabad.Other industries like cloth-weaving and glass blowing are scattered throughout the province. Carpets woven by tribes, rose water made in Firuzabad, sweets produced in Fasa, limejuice and plant essences extracted in Shiraz are of the highest quality.

 

استان قزوين
سوزن دوزى، گلابتون دوزى، ساخت جعبه هاى آينه دار و حكاكى و قلمزنى از مهم ترين صنايع دستى استان هستند.فرش و سفال قزوين نيز معرف است. همچنين قزوين را پايتخت هنر خوشنويسى ايران ناميده اند.
اتواع شيرينى بويژه باقلوا و محصولات باغى مانند بادام، پسته، فندق، انگور، كشمش، انار سنگان، سيب، زردآلو، ذغال اخته و... از ديگر سوغاتى هاى قزوين به شمار ميرودند.

Qazvin
Handicrafts and souvenirs of the province are as follows:
Gifts worked in stone, various engraved stone pieces, ceramics, mirror work, lattice work, plaster work, carpets, calligraphy effects.

 

******************

استان قم
1.
فرش ابريشم: فرش ابريشم دستباف قم از نفيس ترين صنايع دستى است كه از نظر رنگ آميزى و طرح و نقشه اصيل ايرانى و كيفيت طرفداران بسيارى دارد.

2.
سفال و سراميك: اين هنر دستى، با سابقه ديرينه خود در طرح هاى خاص خود طرفداران زيادى در داخل و خارج از كشور دارد.

3.
منبت كارى چوب: نقوش و طرح هاى زيبايى است كه بر روى انواع ميز و صندلى و صنايع چوبى كنده كارى مى گردد و اين صنعت دستى در قم به دست استادكارانى بسيار ماهر و زبردست ساخته مى شود.

4.
سوهان قم: از بهترين شيرينى هاى محلى استان بوده كه به ذائقه تمامى مردم دنيا خوشايند است. اين شيرينى از آرد، جوانه گندم، شكر، روغن، مغز پسته و بادام، هل و زعفران در دو نوع، لقمه اى و گل گرد تهيه مى شود.


In Qom province and more so in its rural areas handicrafts play an important part. Even though today it is to a lesser degree, but is still a means of earning a livelihood. The most important of these handicrafts are: carpets, brick and ceramic work, latticed work, a special type of sweet known as Sohan, rosaries, vessels of stone and gypsum, decorative articles, porcelain, silk carpets and fruits like pomegranate and fig.

 

****************

استان كردستان
مهمترين صنايع دستى استان شامل فرش، گليم، سجاده، نمد، نازك‌كارى، زيورآلات كردى و آلات موسيقى است. فرش سنندج در نوع خود بى‌نظير است و فرش و گليم بيجار نيز معروفيت خاصى دارد. شايد بتوان گفت بعد از فرش، مهمترين سوغات استان صفحه شطرنج و ساير مصنوعات چوبى است كه توسط هنرمندان حرفه‌اى اين ديار ساخته و روانه بازار مى‌شود.

 

Carpet weaving is of high signiticance in Kordestan. The carpets woven in Sanandnj and Bijar have elaborate patterns and charming designs. The other handicarafts produced in this province are as follows: jajims (fine carpets made of wool or cotton), gelims (rugs made of goats' hair), givehs (light cotton summer shoes needlework, crochetwork, Prayer carpets and regional jewellery. Each of these handicrafts is delicate and beautiful, suitable to be Kept as a Souvenir.

 

******************

استان كرمان
قالى كرمان كه از نظر بافت و طرح بسيار زيبا و منحصر به فرد است از مهمترين صنايع دستى كرمان و ايران است . پته دوزى نيز كه نوعى سوزن دوزى است در كرمان رواج دارد.
پسته، انواع خشكبار، قوتو از جمله مهم ترين سوغاتى هاى كرمان است.

 

The Kerman carpets, renowned for their elaborate border patterns, mute colors and high quality, are regarded as the best souvenirs of Kerman.Gelims (carpet made of goat’s hair), Jajim (carpet made of wool or cotton) and shawls are also among notable handicrafts. Furthermore, caraway seed, dates and citrus fruit cultivated in Kerman are of the highest quality.

 

******************

استان كرمانشاه
نمدمالى در مناطق روستايى و شهرى رايج است. قصرشيرين و اسلام آباد غرب و سرپل ذهاب مراكز عمده نمدمالى است. گيوه كشى نيز در شهرها رواج دارد و گيوه هاى منطقه به واسطه سبكى، راحتى، خنكى، مقاومت و ارزانى معروف است. گليم بافى از ديگر صنايع دستى رايج است .بهترين نوع آن در هرسين بافته ميشود كه به هرسينى معروف است.
همچنين روغن كرمانشاهى و شيرينى كاك و نان برنجى از معروفترين سوغاتى هاى كرمانشاه هستند.

 

Kermanshah since long has been one of the most famous handicrafts centers of Iran. The most important handicrafts and gifts of the province that mainly are produced by the villagers and tribes are:
Carpet, Kilim, Jajims or a loosely woven material, Kitchen implements, traditional kitchen wares and wooden articles, Giveh (local shoes), metal engraving, glassware, felt and leather products, and its famous sweet-meat mainly Kak.

 

*****************


استان كهگيلويه و بويراحمد
دست بافته هاى عشاير استان مهمترين صنايع دستى استان را تشكيل ميدهند قالى ميدهند . قالى گبه گليم گچمه (كه تركيبى از گليم و قالى است) جاجيم و خورجين از جمله اين دست بافته‌ها هستند كه استفاده از رنگهاى طبيعى و شاد بهمراه نقوش از طبيعت آنرا زيبا و دل انگيز ميسازد.
انواع محصولات كشاورزى مانند گردو عسل روغن محلى لبنيات سيب انگور نيز از جمله سوغات اين استان به شمار مى آيند.

 

Since long the tribes of Kohkiluyeh Va Boyer Ahmad province, used to make several types of handicrafts and hand woven products. The existence of lots of raw materials, such as wool, has provided a good scope that enables people to create articles in different types, colors, and at a desired quality. These articles are in great favor. 90% of these handmade products are marketed out of this province. 
There are several types of different woven crafts. Some of them are knitted, such as rugs, cushions, satchels and Kilims . Others are carpets, gabeh, Kilims, (or coarse carpets), gloves and other handicrafts that are made by the tribes of this province which are in demand.

 

*****************

استان گلستان
محصولات صنايع دستى استان گلستان از طبيعت منطقه و نيازهاى خاص آن شكل گرفته است كه برخى از آنها چون قالى تركمنى در ايران بى نظير است.
در حال حاضر استان گلستان يكى از قطبهاى مهم توليد كننده فرش تركمنى، قاليچه، پشتى، قارچين، گليم، نمدبافى، گلدوزى، سوزن دوزى، ابريشم دوزى بر پارچه، زيور آلات تركمنى، ساختن آلات موسيقى، سبد بافى، ريسندگى و بافندگى الياف، پارچه بافى و توليد وسايل چوبى است.
از ديگرسوغاتى هاى اين استان مى توان به شال و روسرى تركمنى و خاويار اشاره كرد.
از بهترين جاها براى خريد صنايع دستى و سوغاتى بازار دائمى و قديمى گرگان است كه داخل بافت قديمى شهر گرگان قرار دارد، همچنين بازار هاى روزهاى هفتگى نيز از مهمترين مراكز عرضه صنايع دستى وماهى هستند.

 

The most important handicrafts of Golestan province are: silk-weaving, carpet weaving, felt making, carpets and Jajeem weaving, wooden statues and vessels, textile weaving throughout the province and in particular in Turkaman vicinity. Its most important gifts are, Turkaman carpets, cushions, wooden and mat handicrafts that are very interesting for tourists.

 

******************

استان گيلان
صنايع دستى به ويژه صنايع دستى روستايى نوعى فعاليت اقتصادى است كه آميختگى شديد آن با سنت ها عادات و بينش سازندگان و همچنين تاثير محسوس محيط جغرافيايى در اين صنعت موجب تمايز آن از فرآورده هاى مى شود.
در نقاط مختلف گيلان و با توجه به فرهنگ هر منطقه صنايع دستى خاصى رواج دارد از جمله:
سفالگرى در املش و روستاى جيرده شفت، شال بافى كه ويژه تالش ها و گالش ها است. چوموش دوزى يا چارق دوزى كه در ماسوله رايج است. همچنين حصير بافى و بامبو بافى، قالى و گليم بافى و قلاب دوزى در مناطق مختلف استان رايج است.
صنايع چوبى استان و دست ساختهاى هنرمندان گيلانى بسيار مورد علاقه گردشگران است كه يكى از نمونهاى زيباى كار هاى چوبى، صندوق هاى مخصوصى به نام بولاكى است.
از ديگر سوغاتى هاى اين استان مى توان به كلوچه لاهيجان و فومن، زيتون رودبار و برنج آستانه اشرفيه و چاى لاهيجان اشاره كرد.

 

Gilan
The most famous handicrafts of the province are: wooden articles, hand woven textiles, carpets, jajeems (or a type of loosely woven woolen material), Kilims (or a coarse type of carpet), silk weaves, earthenware and wooden vessels, statues, felt articles, wicker work, bamboo products, crochet articles, cotton fabrics and ........

 

*******************

استان لرستان
با توجه به تركيب جمعيتى عشايرى، روستايى و شهرى در استان و متناسب با نوع فعاليت آنها صنايع دستى نيز متفاوت و متمايز ميباشد. اكثر دست ساخته ها و بافته هاى عشايرى و روستايى استان، سياه چادر، قالى، گليم، چيت، جاجيم بافى و رنگرزى ميباشد كه بيشتر جهت مصرف داخلى توليد مى نمايند و صنايع دستى شهرى استان خراطى، ورشو سازى، نمد بافى، قالى بافى و گليم بافى ميباشد. كه عمده سوغاتى هاى استان را تشكيل ميدهد.
عسل لرستان كه از نظر مرغوبيت و ارزش غذايى در سطح بالايى ميباشد يكى ديگر از محصولات سوغاتى استان بشمار ميرود.

 

Lurestan
 The handicrafts of the province can be divided into three parts, that is handicrafts to do with the tribal, rural and urban areas. Of these, handicrafts concerning the nomads are made more for their own use, and a minor portion of these may be marketed.
Tribal Handicrafts: 'Siyah Chador' or tents, cotton material, rugs, Kilim or (a coarse carpet).
Rural Handicrafts: Rugs, Kilim, jajeem or (a loosely woven woolen material) and dyeing,
Urban Handicrafts: Wood carving, felt making, carving on metal, the manufacture of silver objects, carpet and weaving.
The souvenirs of the province are: Kilim, jajeem, table cloths, bed-spreads, 'geeveh' or (a type of local foot ware) and ceramic.
Besides the above there are local sweet-meats, honey, edible oils made of animal fat.

 

***********************

استان مازندران
گليم بافى، جاجيم بافى، ظروف سفالى، ظروف و مجسمه هاى چوبى و نمدبافى از مهمترين صنايع دستى استان مازندران محسوب هستند كه عمدتا در نواحى كوهستانى استان توليد و در سراسر منطقه عرضه ميشوند. در اين ميان محصولات چوبى و نمدبافى از شهرت بيشترى برخوردارند.
برنج، مركبات، مرباها و ترشيجات از مهمترين مواد غذايى هستند كه بعنوان سوغاتى مازندران محسوب ميشوند.

 

Handicrafts in Mazandaran province are, carpet , Kilim (or a coarse type of carpet), silk weaves, textile , jajeem (or a type of loosely woven woolen material), earthenware vessels, wooden articles, vessels and statues, felt weaving, wicker work, bamboo products, silk and cotton cloths, crocheting, and other handicrafts. In addition to the above there are silk scarves and apparel, articles made of felt, mats and wood. Handicrafts are put on for sale usually at the entrance and exit points of the cities and thereby paint a pretty picture!

 

 ********************


استان مركزى
سوغات استان مركزى انواع مواد خوراكى از جمله انار انگور لبنيات كشمش گردو بادام شيره انگوه است و صنايع دستى مانند انواع فرش و قاليچه گليم، معرق و گيوه است.

 

Markazi
The important handicrafts of this province are: The Sarooq carpets, rugs, Kilims, jajims (a loosely woven woolen material), giveh (a type of local foot ware). The Sarooq carpet is a reputed carpet in this province.

 

*****************

 


ا
ستان همدان
مركز صنايع دستى چرم استان در شهر همدان است. كيف، كفش، كمربند چرمى همدان از مرغوبيت و شهرت بالايى برخوردار است. از صنايع دستى رايج استان همدان، گيوه بافى است. گيوه، نوعى كفش نرم، سبك، مقاوم، خنك و ارزان قيمت است كه رويه آن، از نخ پنبه اى تابيده شده و زيره آن، از چرم يا آجيده انتخاب مى شود.
بافت رويه اين كفش عمدتا در روستاهاى نهاوند و روستاى آرتيمان در تويسركان و بافت زير آجيده در ملاير رايج است.
شهرستان تويسركان يكى از قطبهاى توليد گردو در كشور بوده و گردوى آن از مرغوب ترين انواع گردو در جهان است. از اواخر شهريورماه تا نيمه اول مهرماه هر سال درختان قطور و بلند گردو را با چوبهاى بلندى كه "نيزه" خوانده مى شوند گردو تكانى مى كنند كه منظره آن ديدنى و بسيار جالب است.
صنعت سفالگرى و سراميك سازى در شهر لالجين از توابع شهرستان بهار در 20 كيلومترى شهر همدان از رونق و شهرت بسزائى برخوردار است.

 

Hamedan
Carpets, Givehs (light cotton summer shoes), Pottery and fur garments produced in the province are of high quality. The pottery of Laljin village is famous all over Iran for its beauty, being suitable to kept as souvenir.

 

**********

 


ا
ستان هرمزگان
سبدبافى و حصيربافى در منطقه ميناب و بشاگرد رواج فوق العاده اى دارد.
گلابتون دوزى كه در مناطق مختلف به زردوزى، كم دوزى، كمه دوزى، كمان دوزى و برودرى دوزى شهرت دارد. در اين نوع دوزندگى كه جنبه تزئينى دارد، رشته هاى باريك زر و سيم بكار مى رود. اطراف بندر لنگه، بندرعباس و ميناب از مراكز عمده توليد آن در استان است.
سوزن دوزى در بخش بشاگرد و با توجه به نزديكى منطقه به استان سيستان و بلوچستان تحت تاثير سوزن دوزى بلوچ قرار گرفته است.
قاليبافى: بيشتر در حاجى آباد رواج دارد.
بافت شيريكى و پيچ: نوعى فرش شبيه قالى است. طرح و نقش شيريكى پيچ بسيار متنوع بوده و هر يك از ايلات از طرحهاى خاص خود استفاده ميكنند. مركز عمده توليد اين نوع صنايع دستى شهرستان بندرعباس و روستاهاى بخش سعادت آباد است.
صنايع دستى دريايى: از پوسته هاى صدفى كه در سواحل بنادر و كرانه هاى نزديك به مناطق روستايى يافت ميشود انواع وسايل ظريف و زيبا ساخته ميشود.
از سوغاتيهاى استان ميتوان به انواع محصولات دريايى، خرما و مركبات اشاره كرد كه از شهرت بالايى نيز برخوردارند.

 

The handicrafts of Hormozgan province are as follows, earthenware pots known as 'hableh', textiles worked with laced gold or silver braids known as 'golabatoon', bedding sheets, rugs, carpets, woven baskets and mats, and handicrafts made of shells

 

*************

استان يزد
عمده ترين صنعت دستى استان يزد، فرش بافى است.
هنر ترمه بافى در يزد سابقه تاريخى دارد وابتدا در انحصار زرتشتيان بوده و از آن براى تهيه شلوارهاى مخصوص مجالس جشن عروسى استفاده ميشده است.
نقش ترمه بيشتر جقه، شاخ گوزن و گل محمدى است.
ترمه، پارچه اى است در نهايت زيباييكه تار آن از ابريشم تابيده و پود آن از ابرشم، نخ و پشم الوان است ترمه هاى قديم را به سر انگشت مى بافتند و به اين دليل به انگشت باف معروف بودند. امروز توليد ترمه، نيمه دستى است.
در بهاباد، تفت، مهريز و در برخى روستاهاى استان يزد، هنوز زنان در اوقات فراغت خود با استفاده از سوزن و نخ پنبه اى رويه گيوه ميبافند، يا به گفته خود گيوه مى چينند.
زيلوبافى در استان يزد رايج و زيلوهاى استان معروف است.
شهر قديمى ميبد مركز عمده فعاليتهاى سفالگرى است. سفال و سراميك ميبد، با نقشهاى اصيل مرغ و ماهى و خورشيد خانم آوازه اى بلند دارد.
از بهترين سوغاتى هاى شهر يزد ، شيرينى هاى آن است. باقلوا، قطاب، زولبيا، پشمك، لوز بيد مشك، حاجى بادام و لوز پسته از شيرينى هاى معروف يزدى است. سوهان، عرقيات سنتى و حلوا ارده يزد نيز معروف است.

 

Handicraft produced in Yazd province are various, some of which are world famous including carpets with charming patterns, pileless carpets, tirma (a kind of cashmere), brodcaded silk, velvet, blankets, bed-cloths, earthenware, engraving, glassware and leather ware. Being delicate and beautiful, these handicraft are suitable to be kept as souvenirs. Yazd is also famous for its various sweets, the most well known are Pashmak (cotton candy), Baghlava and Ghotab.


ارسال شده در تاریخ : :: :: توسط : کیاوش

هدف اصلي ما در زندگي تكامل است؛ با اين وجود گاهي اوقات در مسيرمان عدم توازن هايي ايجاد مي كنيم كه براي سايرين يا خودمان رضايت بخش نيست. بنابراين گاهي اوقات چيزي را مي آفرينيم كه كارما ((Karma)) ناميده مي شود. در واژه شناسي شرق، كارما به معناي (( ايجاد تعادل و توازن )) است. در انجيل قلاتيان ( بخش ششم، آيه هفتم ) اينطور آمده : (( بشر آنچه را مي كارد برداشت مي نمايد )).

برخي از افراد عقيده دارند كه ما جهت تكميل يا توازن كارما بارها و بارها زندگي مي كنيم. حال چنانچه يگانه هدف تناسخ ايجاد توازن كارمايي باشد ، آغاز براي چيست ؟ يا كارما از كجا آمده ؟ ما در زندگي خود بارها و بارها ديده ايم كه چگونه افراد بسوي شگفتي هايي جذب مي شوند كه جهت رشد و تكامل آنهاست . هنگامي كه مردم واقعا جهت رسيدن به اين هدف كوشش مي نمايند ، حس تحصيل هدف  و شادي در زندگي وجود دارد و كارما به اين سادگي گسترش نمي يابد .

هرگاه كه در (( چرخه هاي )) كارما گرفتار مي شويم ، بيشتر در معرض منفي بافي و احساس پوچي قرار مي گيريم . هر زمان كه چيزهاي تازه ياد مي گيريم به ما جهت درك زندگي و توازن كمك شده و كارماي كمتري ايجاد مي گردد . بدين ترتيب داشتن زندگي هاي بسيار متفاوت جهت تكامل بيشتر موضوعي حائز اهميت مي شود .

ما به صورت اشخاص فقير ، ثروتمند ، موفق از ( لحاظ استاندارهاي دنيوي )‌و يا بسيار ناموفق ، زندگي هايي در تنهايي و يا سرشار از عشق و كاميابي داشته ايم . ما تمامي گونه هاي بودن ، همه حالت هاي زيستن را در تمام نژادها تجربه مي كنيم .

در بعضي مواقع در يك زندگي يا زندگي هاي متعدد به منظور به دست آوردن شناخت و نايل شدن به كارما ( تعادل ) تغيير جنسيت مي دهيم ؛ زيرا از طريق تغيير جنسيت اين كار بهتر انجام خواهد گرفت . تغير جنسيت به اين دليل صورت مي گيرد تا فرصت هاي جديد ، در جنسيتي كه آن فرصت ها تنها در آن مي توانند نمايان شوند ، قابل توجه باشد .

كارما

كارما واژه اي است سانسكريت به معناي (( متعادل كردن )) . همچنين ميتوان آن را چنين معني كرد كه : هر عملي ، عكس العملي در پي دارد . اين مفهوم به اصل علت و معلول مربوط مي شود . اگر به كسي بدي كني انرژي آن بايد متعادل شود . اين را ميتوان چنين معني كرد كه آن شخص زماني ديگر رفتاري مسشابه آن با شما خواهد داشت ، يا اين كه زماني پيامدهاي اعمالتان را درك خواهيد كرد و تصميم خواهيد گرفت كه نگرش و رفتارتان را عوض كنيد . زماني كه به درك فكر يا عملتان نايل شويد مقداري از نيروي كارمايي آزاد ميگردد . معمولا با انام عملي كه اشتباهاتان را اصلاح نمايد خودتان انرژي را به قدر كافي تغيير خواهيد داد تا اينكه ديگر در زير بار عقوبت كارمايي نباشيد .

به عنوان مثال : اگر فردي منفي و رياكار بوده ايد و بعدا خود را اصلاح نموده ايد ، احتمال دارد كه اعمال خطايتان كاملا پاك شود ؛ يعني آن را متعادل نموده ايد .

اگر چه كارما به معني متعادل كردن است اما اغلب آن را به معني پرداختن هزينه اي براي اعمال بد مي دانند . ممكن است معناي كارماي خوب اشتباه فهميده شود ؛ اما به نظر مي رسد كه انجام اعمال خوب به منظور كسب كارماي خوب نتيجه اي عالي دارد . اما با اين وجود اگر شخصي به اين موضوع وابسته شود ممكن است كارماي خوب در زمان هاي نامناسب و به طرزي عجيب به سراغش بيايد .

كارماي بد را مي توانيم فقدان رشد و درك بشماريم  كه فقط ضربات سخت اتفاقات نامطلوب مي توانند موجب آن شوند . به عنوان مثال رفتار ظالمانه داشتن با ديگران مي تواند باعث شود كه بعدا در زمان ديگري خودمان رفتار ظالمانه اي را تحمل نماييم كه نتيجه آن ، توجه و محبت نسبت به ديگران خواهد بود . اگر واقعا از زوايه گسترده تري به آن نگاه كنيم ، شايد چيزي بنام (( كارماي بد )) وجود نداشته باشد . مي توان آن را به عنوان فرصتي در نظر آورد كه به ما كمك ميكند رشد كنيم و راهي براي بهتر بودن را درك نماييم . كارماي خوب مي تواند تنها چيز ساده اي در رديف آرامش فوق العاده و عشقي باشد كه به دست مي آيد ؛ كه عشق غير شرطي و ارائه خدمت عاشقانه و داوطلبانه به ديگران موجب آن بوده است .

كارما ممكن است به صورت عشق ، نفرت ، طمع يا ديگر احساسات و تمايلات بروز كند . اين پديده به صورت انرژي تظاهر پيدا مي كند كه مي بايستي متعادل گردد . زماني كه خود را دچار احساس خاصي ، نظير عشق يا نفرت مي يابيد ، ممكن است بخواهيد از منشاء آن اطلاع پيدا كنيد .

پس از آن كه كسي از نوع كارماي وراي يك موقعيت مطلع مي شود ، مقدار زيادي از قدرت آن كارما آزاد مي شود و فرد چندان در سيطره آن باقي نمي ماند . گاهي اوقات علت كارمايي مخفي و پوشيده مي ماند تا زماني كه شخص به قدرت كافي تجربه بيندوزد تا رشد مطلوب حاصل شود.

تمام اتفاقاتي كه براي افراد حادث مي شوند ناشي از كارما نيستند . بسياري از اوقات اتفاقي از طريق بعد ژنتيكي عمل مي كند كه يا موجب رشد شخص و يا موجب رشد ديگران مي شود .

منابع كارما

زماني كه از كارما صحبت مي شود معمولا بيشتر افراد به فكر كارماي زندگي هاي گذشته خود مي افتند . حقيقتا اين موضوع جنبه بسيار مهمي از نيروي كارمايي مي باشد ؛ اما با اين وجود افراد همواره تحت تاثير انواع مختلف كارما مي باشند .

زماني كه دو يا چند كار با يكديگر مصادف مي شوند اثر آنها بر روي شخص بسيار شديدتر خواهد بود . با اين وجود در رشدي كه از آن صحبت كرديم نيز بسيار بزرگ و عالي خواهد بود . به عنوان مثال ، اگر شخص خودخواه و خود محور بوده و در خانواده اي متولد شده باشد كه به صورت ژنتيكي تمايل به خود محوري و نافرماني دارند آنگاه مشكل بزرگ تر خواهد بود . زماني كه مشكلات از منابع و منشاء هاي متعدد آب بخورند آشكار تر و بارزتر مي شوند .

در هر حال بسنده ميكنيم به گفتن نام چند نمونه كارما و منابع كارمايي :

از منابع كارما ميتوان به اين منابع نام برد :

1- كارماي شخصي : اين كارما ناشي از كارهائي است كه فرد انجام داده يا انجام نداده است و بنابراين منحصرا خود مسئول آن مي باشد . ممكن است اين كارما در طول چند زندگي متعدد ايجاد شده باشد .

2- كارماي ارتباط : اين كارما عبارت است از وجود همكاري يا عدم همكاري بين دو يا چند شخص كه عدم تعادل به بار مي آورد .

3- كارماي ژنتيك : اين مجمع برآيند كارماي حل نشده موجود در ساختار سلولي شما است كه از نياكانتان در شما قرار داده شده است .

4- كارماي گروهي : اين كارما مي تواند سياسي ، مذهبي ، نژادي ، اجتماعي ، يا به شكلي جز اين ها باشد . عمل كردن و عمل نكردن بر تمام اعضاي اين گروه ها اثر اثر مي گذارد ؛ خواه آنان به قصد خود داخل شده باشند يا خير . زماني كه شما عضو گروهي بوده ايد كه كارمايي را ايجاد كرده است ، تا زماني كه كارما تصفيه شود شما با آن گروه مرتبط خواهيد بود . مي توانيد خودتان به تنهايي آن را انجام دهيد ، اما اين عمل مشكل است .

5- كارمايي كه به جاي ديگران تحمل مي كنيم : اين حالت عبارت است از به دوش كشيدن مسئواليت ها يا رشد كس ديگر كه فرصتي براي آن فرد هستند تا كارمايش را تصفيه نمايد .

بحث كارما وسيع تر از اين است كه در اينجا گنجانده شده است – همراه با مديتيشن هاي خاصي كه براي آن بكار ميرود از اين نظر اين مطلب فقط جهت آگاهي اينجا گنجانده شده است و بس . اميد كه مفيد واقع شود  .


ارسال شده در تاریخ : :: :: توسط : کیاوش

 

1-ازصحبت در موضوعات شخصی خودداری کن،درباره گرفتاریهای داخلی ومشکلات فامیلی کمتر سخن بگو،زیرا صحبت درباره موضوعات علمی،هنری،تاریخی ،بهداشت واخبار خارجی و داخلی شنونده را مجذوب میکند و به او فایده معنوی میرساند.


2-صحبت را منحصربخود مکن،گرچه ممکن است خوش بیان و شیرین زبان باشی،ولی اگرمجال صحبت بدیگران ندهی از سخنان تو خسته خواهند شد.


3-بسخنان دیگران طوری اعتراض مکن که تصورکنند آنها را کاملا" دراشتباه میدانی.بهتر از برای اعتراض بگوییم:من چندان با گفته شما موافق نیستم.زیرا با اعتراض شدید حس نفرت متکلم را علیه خود برمی انگیزیم.


4-دراثنای صحبت،کلام دیگران را قطع مکن...هیچ چیزی درنزد متکلم ملالت آورتر از آن نیست که کلام او را قطع و حواسش را پرت کنیم.


5-ناگهان موضوع بحث را تغییر مده.زیرا بعضی شنوندگان با دقت تمام بسخنانت گوش میدهندتا از گفته هایت نتیجه بگیرندواگر ناگهان موضوع جدیدی راکه با موضوع قبلی هیچگونه ارتباطی ندارد مطرح کنی شنونده را ناراضی خواهی نمود.پس بهتراست بین دو موضوع چند دقیقه فاصله قائل شوی تا مجال پیداکند تا آنچه شنیده را دریابد.


6-به آنچه گفته میشود با دقت گوش بده،زیرا بااین امر نظر متکلم را بخودجلب خواهی نمود.متکلم اصولا" به شنونده نگاه میکند،اگر دید نگاه به طرف جای دیگری باشد تصور میکند که به او بی اعتنایی میشود.


7-اگرمتکلم موضوع صحبت خودرا به علتی تغییر داد،سعی کن با لحنی آرام و غیر زننده اورا متوجه موضوع نمایی.مثلا" از او بخواهی که درباره فلان جمله که قبلا" ذکر کرده توضیح بدهد،این امر به او میفهماند که تو صحبتهای اورا کاملا" شنیده ای.


8-هرگز بطور تاکید چیزی را بیان نکن ولو اینکه درباره حقایق صحبت نمایی.بهتر است صحبت را اینگونه شروع کنی:چنین بنظرم میرسد ویا آیا ممکنه که... .


9-واضح و شمرده صحبت کن،پیش از سخن گفتن درباره موضوعی که میخواهی بیان کنی فکرکن تا آماده پاسخ دادن به هر اعتراضی باشی.زیاد مطالعه کن،بسیارگوش بده تا پیوسته معلومات و اطلاعاتت زیاد شود.


10-از صحبت در موضوعهایی که یاس و ناامیدی دربردارد پرهیزکن وهرگز انتقادی که منظور بدی درآن هست مکن و از سخنانی که ترس و اضطراب و استرس ایجاد میکند خودداری کن.

 

 


ارسال شده در تاریخ : :: :: توسط : کیاوش

زیان‌های واژگان بیگانه:

یکی از هدف‌های سره گویی و سره نویسی این است که از  زیان هایی که واژگان بیگانه به ساختار آوایی و گوشنواز زبان پارسی، و همچنین رسایی، پختگی و استواری آن وارد می‌کنند، جلوگیری کنیم. اینکه زبان پارسی  نمی‌باید وام‌واژه‌ها را در خود راه دهد، دیدگاهی دانشوارانه و بر پایه برهان‌های زبان شناختی است. زبان پارسی بسیار پیشرفته است. زبانی بوده است بسیار پویا. از دید زبان شناسی تاریخی، پیشرفته‌ترین زبان کنونی است. این از آنجاست که زبان آیینه فرهنگ است. فرهنگی که پویاست، زبانی هم سنگ و هم ساز با خویش را پدید می‌آورد. فرهنگ ایرانی چون فرهنگی پویا و پیشتاز بوده است، زبان پارسی هماهنگ با آن بسیار دگرگون شده و پیشرفت کرده است. زبان پارسی امروز ساختاری دارد که با بسیاری از دیگر زبانهای جهان هم روزگار نیست. به سخن دیگر، آن زبانها از دید کاربردهای سرشتین و بنیادین، در روزگاران و در ساختارهایی مانده‌اند که دیری است زبان پارسی از آنها گذشته است. دیگر زبانهای جهان با پارسی دری یا همان پارسی نو، هم روزگار نیستند. برای نمونه با پارسی میانه سنجیدنی‌اند، حتی با پارسی‌باستان. اگر زبان پارسی که بسیار پیشرفته است، از این زبانها که در سنجش با آن هنوز کهن مانده‌اند واژه بستاند، برخود زیان زده است. این واژ‌ه‌ها با ساختارها، هنجارها و رفتارهای زبان پارسی سازگار نیستند. از این روی آنها را گزند می‌رسانند و بر‌می‌آشوبند. بدان می‌ماند که شما پاره‌ای از پلاس یا بوریای ستبر درشت را بر پرنیانی نغز و رخشان بپیوندید و بدوزید. پیداست که این دو با یکدیگر سخت ناسازند. نخستین و آشکارترین زیان و گزندی که زبانهای بیگانه به زبان پارسی می‌زنند آن است که بافتار آهنگین و خنیایی و هموار و گوش نواز، آوایی را در این زبان از میان می‌برند. واژ‌ه‌های ایرانی هنگامی که از روزگاران باستانی میانه به روزگار نو رسیده‌اند، واژه‌های پارسی شده‌اند(پارسی دری)، از دید ساختار آوایی،‌ سوده و ساده و نرم و هموار گردیده‌اند. برای نمونه، یک واژه درشتناک گران اوستایی مانند خورنه [khoarnah] در پارسی شده است  فر  [far] . از دید ساختار آوایی، به فرجام خود رسیده است؛‌ یعنی واژ‌ه‌ای مانند «فر» بیش از این سوده و کوتاه نمی‌تواند بشود. اما واژه‌هایی که ما از زبانهای دیگر می‌ستانیم، می‌توانند واژ‌ه‌های درشت و گران و ناهموار باشند که آن ساختار دلاویز آوایی را از میان می‌برد.

 اما خواست سره‌نویسان بازگشت به زبان زمان روزگار فردوسی نیست؛ اگر نوشته‌ها و سروده‌های پارسی گرایانه امروز به زبان فردوسی می‌ماند، از آن روی نیست که آن نویسنده یا سراینده، آن زبان را به کار می‌گیرد یا می‌خواهد به شیوه فردوسی بسراید. از آنجاست که زبان پارسی بدان سان که استاد توس یا سعدی به کار گرفته است، از دیدی دیگر، نزدیک‌ترین زبان به زبان سرشتین پارسی است. هنگامی که ما می‌کوشیم به این زبان برسیم، خواه‌ناخواه، آنچه به دست می‌آوریم، نزدیک فردوسی خواهد بود.

 

بی‌نیازی زبان پارسی از واژه‌های بیگانه:

زبان پارسی زبانی است توانمند و بی‌نیاز. اگر گاهی به وام‌واژه‌ها نیاز دارد، این نیاز در همان مرز و اندازه‌ای است که هر زبان می‌تواند داشت، و حتی بسیار کمتر از بسیاری از دیگر زبان‌ها نیازمند وام‌واژه‌هاست. این توانمندی در زبان پارسی برمی‌گردد به سامانه و دستگاه واژه‌سازی در این زبان که بسیار نیرومند و کارآمد و آفرینش گرانه است و حتی بی‌کرانه است. ما می‌توانیم بی‌شماره در پارسی واژه بسازیم. زبان پارسی مانند بسیاری از زبانهای جهان کالبدینه نیست؛ بدین‌سان که پیمانه‌ها و ریخت‌های از پیش نهاده‌ای برای واژه‌سازی در این زبان نمی‌بینیم. زبان پارسی بسیار نرمش‌پذیر است؛ به موم می‌ماند: خود را با توان زبانی در به کار برنده خویش دمساز می‌گرداند. هر چه مایه و توان و دانش شما در زبان پارسی بیشتر باشد، این زبان را آسان‌تر و مایه‌ورتر می‌توانید به کار بگیرید. برای همین است که این زبان در جهان سرود و سخن و شعر شده است. برای آنکه سخنور می‌تواند آنچه را در درون او می‌‌گذرد، به یاری این زبان روشن‌تر و رساتر باز گوید. او زبان پارسی را بیش از هر زبان دیگر می‌تواند از آن خود کند و می‌تواند زبانی ویژه و شیوه شناختی در پارسی برای خود بیابد.

 برای نمونه، یکی از واژه‌های بسیار آشنا در زبان پارسی، واژه «دست» است. با این واژه می‌توان ده‌ها واژه ساخت؛ گذشته از آن واژه‌ها که دیگران پیش از این، از این واژه ساخته‌اند. بسنده است که این واژه را با واژه دیگر بپیوندید تا واژه‌ای نو به دست آید: فرادست، فرودست، زیردست، زبردست، بالادست، پایین‌دست، دستاویز، دستبند، دستگیره، دستشویی، دستمال، دست‌نویس، دستک، دستار، دستکش، دستگیری، دست‌ساز، دست‌بوس، دستاورد، سردست، دسته  و... حتی می‌توانیم فرهنگی خرد از واژگانی را که تاکنون با این واژه ساخته شده است فراهم بیاوریم.

 از این روی، این زبان در سرشت و ساختار، زبانی تُنُک مایه نیست که از برآوردن نیازهای روز ناتوان باشد و بخواهد از وام واژه‌ها بهره بررد. ناتوانی، کمبود و بی‌توشی از زبان پارسی نیست، از کسانی است که این زبان را به کار می‌گیرند. از این روی می‌توان از واژگان بیگانه بپرهیزید؛ برای واژگانی که به هر انگیزه‌ای در این زبان راه جسته است، برابرهای پارسی بیابیم؛ اندک‌اندک این واژه‌ها را هم از بان برانیم؛ و آن واژگان دیگر را به جای آنها بنشانیم. ما اگر گاهی اندک نیاز داشتیم که واژه‌ای را از زبان دیگر بستانیم، برآنم که ‌می‌توانیم چنین کرد.

دکتر میرجلال‌الدین کزازی
بازگشت

 


ارسال شده در تاریخ : :: :: توسط : کیاوش

آیا تا حالا  فکر کردید که :

ماها ما آدما رو می گم توی این دنیا چیا داریم؟ چیا می خواییم داشته باشیم ؟

چیا نداریم ؟ و ؟ و ؟ و ؟

و از کجا اومدیم؟برای چی اومدیم؟کجا می خواییم بریم؟ اصلا اگه میخواییم جایی بریم ارزش اومدنش موندنش رنجش و ... و وهای دیگه دارد ؟ یا اونجا چیه ؟ چه جوریه ؟ یا همچین چیزی اصلان هست؟

نیست؟ من کی هستم تو کی هستیم ما یعنی چی؟ و ؟ و؟ و؟ 

راجع به لغاتی مثل " زندگی-محبت-امنیت-سلامتی-پاکی-نیکی-تفکر-روح-خوبی-عشق-فرهنگ-علاقه-حس-و....."اینا فکر کردید یا مقایسه ی فکر-عقل-ارده-و بازم ....

آیا می شه همه چیز رو داشت و از همه چیز آخرشو داشت و همیشه آخرش بود

و آیا می شه لغت های زشت "ظلم-بدی-و..دیگه نمی نویسم چون می دونم تکرار اینه حتی لغتش که از چند نشانه زبانی و نوشتاری هم بیشتر تشکیل نشده پتانسیل بدش رو ایجاد می کنه " از دست ما که خودمون آفریدیمشون ره بشیم

آیا ما بنده خودمون نیستیم یا خودمون کی هستیم شخصیت - روان یا تن یا اگه هرکدوم مثلا تن و مادیات اگه بده چرا وجود داره کمش خوبه یا زیادش نبودش یا بودنش؟؟؟؟

ارتباط همه اینها که گفتم یا همه ی اونا که شما فکر می کنید در چیه اصلا رابطه ای دارن یا نه؟

اینو شما به من بگید ولی به طور کلی در پست بعدی کامل آنچه که خودم فکر میکنم با همه ی بهانه گیری های من از دنیا خودم و خدا و یا از همه ی دیگه غیر از اینا "شاید" و با سختگیری هایی که نسبت به همه چیز با ربط معلوم دارم براتون می نویسم .

من رو بدون راهنمایی و نظر نگذارید . 


ارسال شده در تاریخ : :: :: توسط : کیاوش

حيلت رها كن

حيلت رها كن عاشقا
ديوانه شو ديوانه شو
وندر دل آتش درآ 
پروانه شو پروانه شو 

هم خويش را بيگانه كن
هم خانه را ويرانه كن
وانگه بيا با عاشقان
همخانه شو همخانه شو

رو سينه را چون سينه ها
 هفت آب شوي از كينه ها
وانگه شراب عشق را
پيمانه شو پيمانه شو 

بايد كه جمله جان شوي
تا لايق جانان شوي
گر سوي مستان مي روي
مستانه شو مستانه شو


ارسال شده در تاریخ : :: :: توسط : کیاوش

این لینک

می تونید به صفحه های قبل و بعدش بروید.

لینکرو دیدید؟ من همیشه گفتم بازم میگم تفاوت ما ایرانی ها در کمتر تلاش کردن برای رسیدن به اهدافمون نیست بلکه ما راه رو بلد نیستیم یا ما رو به بیراهه می برن

تفاوت ما در اینه که ماها در راه رسیدن به هدف گیج هستیم و در سر درگمی به سر می بریم که معمولا مولفان و مترجمان برای اینکه خودشون را عالم نشون بدن یا هرچی دست به کار هایی میزنن که ما قبل از  خواندن اون کتاب باید کشف کنیم که اصلا این مطالب چه ربطی به هم دارن.

تو کدوم کتاب ایرانی راجع به الکترومغناطیس و الکتریسیته به این جالبی و کاملی و سادگی و ... سخن گفته و این مطلب و کامل روشن کرده؟ البته این مطلب رو برای مهندسانی که تو پروزه آخر ترمشون کشف کردن نمیگم اینو برا اونا یی میگم که تا دوم دبیرستان درس خوندن/

به هر حال  این جور سایت ها  جالبن و  اگه چیزی هم یاد نگیریم حالا راجع به هر موضوعی حد اقل یه چیزی می بینیم

اگه شما هم این چیز ها رو سراغ دارید لینکش رو بزارید لطفا 


ارسال شده در تاریخ : :: :: توسط : کیاوش

وای خدای من این دیگه چیه

شما می دونید؟

WoW


ارسال شده در تاریخ : :: :: توسط : کیاوش

 

او

تاریده باد تاریکی تیره گون از تاریکخانه تن


ارسال شده در تاریخ : :: :: توسط : کیاوش
درباره وبلاگ
هیچ کس
در دل تاریکی شب با چراغی به سراغم نرسید
هیچ کس
موقع پژمردن فصل با گلی تازه به باغم نرسید
هیچ کس

هیچ کس
بازو به بازویم نداد ای روزگار
گل پریشان شدزمستان شد بهار
از جوانی نیست چیزی یادگار
هیچ کس
این روز ها هم درد هم رازم نشد
آگه از درد من دلسردی سازم نشد
باد زیر بال پروازم نشد
هیچ کس

هیچ کس
در دل تاریکی شب با چراغی به سراغم نرسید
هیچ کس
موقع پژمردن فصل با گلی تازه به باغم نرسید

هیچ کس